تبليغاتX
امام زمان
یا علی مدد...                                                                                
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:4  توسط طبایی  | 
مهدى: يکى از مشهورترين لقبهاى امام زمان مهدى است. درباره علت ناميده شدن آن حضرت با اين لقب روايتهاى مختلفى ذکر شده است. حضرت امام محمد باقر(ع) مى ‏فرمايند:درباره امور نهانى که آن حضرت به آنها هدايت مى ‏شود يا هدايت مى ‏کند با توجه به تعابير و روايات نظرات چندى بيان شدهاست. از آنجا که در دوره غيبت به ويژه دوران غيبت کبرى بدنيال تبليغات ضد دينى و تفسيرهاوبرداشتهاى نامناسب از احکام دين و نفوذ خرافات و انديشه ‏هاى غلط غيردينى به اصول و تعاليم اصيل اعتقادى، مردم دين اصلى و حتى قرآن اصلى را فراموش خواهند کرد. آن حضرت پس از ظهور قرآن اصيل و احکام واقعى اسلام را از لابه لاى تمام تحريفات و تفسيرهاى نادرست بيرون خواهند کشيد، به گونه ‏اى که مردم گمان مي کنند که ايشان يک دين و آيين جديدى را مطرح مى‏کنند، به اين مناسبت آن حضرت را مهدى مى‏گويندوبر طبق اين ديدگاه چون حضرت مهدى (عج) مردم را به حقايق پنهان شده دينى راهنمايى خواهند کرد او را مهدى مى‏گويند.

واما چند دیدگاه

ديدگاه اول اين است که قائم آل محمد را از اين رو مهدى مى ‏گويند که مردم را به امورى که بر آنها پوشيده است راهنمايى خواهد کرد. وى پس از ظهور جهت ارشاد پيروان اديان ديگر کتابهاى آسمانى تحريف نشده آنها را نشان خواهد داد و از اين طريق آنها را با دين اصيل خودشان آشنا خواهد ساخت و بر اساس همان احکام تحريف نشده آيين آنها با آنان رفتار خواهد کرد.

ديدگاه ديگر اين است که آن حضرت پس از ظهور مردم را در تمام زمينه‏ هايى که به بيراهه رفته ‏اند ارشاد خواهند کرد تا به راه و شيوه ‏هاى درست دست يابند، چون انحرافات دوران غيبت تنها در احکام دينى نيست چرا که در اثر جهل و ناآگاهى در عرصه‏هاى سياسى، علمى و صنعتى نيز مردم دچار اشتباهات زيادى مى‏ شوند. طرفداران اين برداشت نيز به برخى از روايات که مشتمل بر تعابير خاصى هستند تمسک مى ‏جويند.

نتيجه آنکه مى‏ توان گفت چون امام زمان به برکت علم بى ‏نظيرى که مردم را در تمام عرصه ‏هاى حيات فردى و اجتماعى و علمى و دينى به راه صحيح هدايت خواهند کرد و آنها را از تمام گمراهى‏ ها نجات خواهند داد به اين مناسبت آن حضرت را "مهدى" مى‏ گويند

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:15  توسط طبایی  | 

 ۱-پر شدن زمين از عدل وداد حضرت مهدى عليه السلام مانند پر شدن آن از ظلم وجور

2 - فرياد منادى از آسمان به پايان يافتن مهلت وحكومت جباران وستمگران و منافقين وطرفداران ايشان

3 - پناه بردن امت حضرت مهدى عليه السلام به ايشان مانند پناه بردن زنبوران عسل به ملكه خود ، مهربان شدن دلها باهم

4 - شادى وسرور اهل آسمان وزمين بظهور حضرت مهدى عليه السلام

5 - عزت وسعادت مؤمنين در عصر حضرت مهدى عليه السلام

6 - روز ظهور آن حضرت روز پيروزى ويارى الهى ويوم الله ويوم الخلاص

7 - خداوند ملك ودولتى بزرگتر از ملك ودولت ذى القرنين وسليمان به حضرت مهدى عليه السلام عطا مى فرمايد

8 - آشكار شدن دين بوسيله‏ء حضرت مهدى عليه السلام وپاك كردن آن را از تحريف وبدعتها وتأويلهاى غلط

9 - تجديد بناء مساجد ومشاهد ائمه عليهم السلام بر طبق سنت توسط حضرت مهدى عليه السلام

10 - آمدن حضرت مهدى عليه السلام با امر ودين جديد ونجات اسلام از غربت

11 - اولين چشمه عدالت حضرت مهدى عليه السلام ، در هدايت وراهنمائى مردم در مراسم حج ظاهر ميشود

12 - سختگيرى حضرت مهدى عليه السلام بر كارگزاران وترحم بر مساكين ورد مظالم وحقوق ديگران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 23:48  توسط طبایی  | 
اول سلام دوم سلام سوم سلام ........ دوستت دارم   امام زمان 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 17:5  توسط طبایی  | 
در روايات، اخلاق حضرت مهدى (ع) به خلق پيامبر اكرم (ص) تشبيه شده است.
رسول خدا(ص) فرمود: اگر جز يك روز از دنيا نمانده باشد، خداوند مردى را برمى انگيزد كه نامش نام من و خلق و خوى اش مانند من است.
خلق درلغت به معنى سجیه وصفت است . بنابراين منظور از اينكه خلق آن حضرت مانند خلق پيامبر(ص) است،اول شباهت آن حضرت به پيامبر در عموم صفات و خوهاى پسنديده است.دوم خداوند درباره خلق پيامبر(ص) فرموده است: وانک لعلی خلق عظیم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 22:24  توسط طبایی  | 

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                             الحمد لله رب العالمین وصلی الله سیدنا محمد... 

                                      انتظار و مهدويت از ديدگاه جامعه شناسى

 
1 . دين در جهان امروز
روزگارى تصور مى شد كه دين به سرانجام رسيده و به زودى نقش آن در جهان به پايان خواهد رسيد و اگر چيزى هم باقى مانده باشد, چيزى است كه به قول پيتربرگر يكى از جامعه شناسان دين, سايه بانى است مقدس برگر كتابى دارد به نام سايه بان مقدس. به نظر او, دين سايه بانى است كه بر سر مردم است,  سايه بانى است كه مردم به آن متوسل مى شوند, سايه بانى كه پشتوانه اى براى اخلاق است. بعد از گذشت چهار دهه, در همين چند سال گذشته, اين دانشمند امريكايى كتابى به نام پايان سكولاريسم نوشت و در آن اعلام كرد كه بر خلاف تصور ما, دين در جهان حتى در كشورى چون امريكا به پايان نرسيده, بلكه تحقيقات تجربى جامعه شناسى نشان مى دهد كه اتفاقا گرايش به دين حتى در كشورى چون امريكا افزايش پيدا كرده است.

2. غايت شناسى دين
اگر اديان را نيك بنگريم, چه در اديان الهى و چه اديان غير الهى, همواره عنصرى دارند كه در دين شناسى به آن ((اسكاتولوژى( Schatology ))) مى گويند; يعنى غايت شناسى. اديان همواره غايتى را براى بشر ترسيم مى كنند; حتى اديانى كه پيامبرى نداشتند و رهبران آن چون بودا مردم را به دينى بدون پيامبر و دينى بدون خدا دعوت مى كردند.  اما اين دين هم سرانجام غايت شناسى خودش را پيدا كرد. غايت شناسى, جزء عناصر اساسى اديان است; به طورى كه حتى اديانى مثل بودا به اين سرانجام كشيده مى شوند; انسان در چرخه ى كارما, چرخه ى رنج و اندوهى كه در اين زندگى پابرجاست, گرفتار است و سرانجام از اين چرخه ى منحوس تكرار كارما رهايى خواهد يافت. نه تشنه است و نه گرسنه; آسوده و بى خيال چون هوا.  اين جا است كه ما مى بينيم اديان به سمت ترسيم غايت كشانده شده اند اديان علاوه بر آن كه پشتوانه ى اخلاق هستند, براى استحكام بخشيدن به اخلاق, نياز به پشتوانه اى در انتها و آن سوى اين زندگى دارند به بيان ديگر اين جهان زمان مند است و روزگارى به پايان خواهد رسيد. اعمال داورى خواهد شد و دقيقا در اين وضع است كه نيك و شر معنا مى دهد; بنابراين اخلاق در چنين شرايطى معنا مى دهد و ارزش هاى اخلاقى به كمك چنين غايت شناسى تحكيم مى شوند.

3. عناصر غايت گرايانه در اديان
به نظر مى رسد دو عنصر غايت گرايانه در اديان وجود دارد:
الف. نخست روز داورى و روز بازپسين است كه حساب اعمال بشر در آن روز رسيده خواهد شد و شر را جزا خواهند داد و خير را پاداش.
ب. موعودگرايى; موعودگرايى نيز نوعى غايت شناسى اديان است. نهايتى را براى حركت جوامع ترسيم مى كند; اين كه چرخه ى ظلم, استبداد, بى عدالتى و رنج, روزى از گردش باز خواهد ايستاد.
اين جاست كه عنصر دوم اين غايت شناسى يعنى موعود گرايى, پيدا مى شود و نه تنها در اسلام بلكه در اديان ديگر نيز ما شاهد پيدايش و رشد اين عنصر هستيم. موعودگرايى و هزاره گرايى را در پايان سال 2000 شاهد بوديد; باشكوه ترين جشن ها در اين روز بود.  اين جشن براى جهان غرب فقط يك تفريح نبود; بسيارى از مسيحيان و يهوديان, چشم انتظار پايان اين هزاره بودند.  چشم انتظار پايان هزاره اى كه در آن, وعده هايى به بشر داده شده بود. پس مى بينيم كه اين عنصر هم در اديان تكرار مى شود. معناى اين عنصر در اسلام چيست؟ در اسلام غايتى داريم به نام روز داورى يا روز بازپسين, كه اعمال در آن روز, داورى خواهند شد. اما چرا اين موعود گرايى و انتظار منجى, حلقه اى از يك زنجير است; حلقه اى از يك زنجير كه ايده هاى آن توسط قرآن و اهل بيت(عليهم السلام) مطرح شده است.  باقى گذاشتن يك حلقه در انتهاى اين سلسله, نشان گر چيست؟ به نظر مى رسد كه اين حلقه پايانى مى خواهد به ما بگويد كه اين ايده ها در تاريخ بشر, پاسخ گوى نياز اين جوامع هستند.  اگر ما عدل على(ع) و تمام فضايل را در يك جامعه ى كوچك مى بينيم, مهدويت نهايت اين فضيلت ها است. باز گذاشتن اين فضايل تا جايى است كه جامعه ى بشرى مى تواند توسعه يابد. پس اين جا مهدويت معنايى نزديك به معناى روز داورى يا روز بازپسين دارد.

 مهدويت در اين جا تجلى والاترين و برترين نمونه ى عدالت, شفقت, رحمت, برادرى, مساوات, زيبايى و خردورزى است; نهايتى كه براى جامعه ى بشرى ترسيم شده است.

مهدويت پايان جامعه ى مدرن و فرا مدرنبنابراين اگر ما تجلى بسيارى از مفاهيم دينى را در صدر اسلام در محدوده ى جامعه ى قبايلى مى بينيم, مهدويت, انتهايى است براى جامعه اى مدرن و فرامدرن, صنعتى و فراصنعتى; فضايى است همواره نو و نوشونده, نه كهنه و متعلق به گذشته و نه در فضاى يك جامعه ى كوچك يا قبایلی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 22:19  توسط طبایی  | 

نام: محمّد

نام پدر: امام حسن عسكرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 21:51  توسط طبایی  | 
بر خلاف آنان که تصور مي کنند انتظار ظهور يعني دست روي دست گذاشتن و از حرکتهاي اصلاحي جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن و به جريانات اسلام ديني و اجتماعي بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداري درست نيست ، بلکه بر عکس، انتظار يعني در طلب عدالت و آزادگي و آزادي فعاليت کردن و در نپذيرفتن ظلم و باطل و بردگي و ذلت و خواري ، مقاومت کردن و در برابر هر ناحقي و ستمي و ستمگري  ايستادن است . 

شيعه در حوزه " انتظار " يعني ، انتظار غلبه حق بر باطل ، غلبه داد بر بيداد، غلبه علم بر جهل و غلبه تقوا بر گناه ، اين گروه همواره آمادگي خود را براي مشارکت در نهضتهاي پاک و مقدس تجديد مي کنند و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند .

اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد ( ص ) " قيام کند ناشي از همين آمادگي  است .
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 20:34  توسط طبایی  | 
 

از جمله اسرار غيبت امام آن است که در دوران غيبت ملل جهان به تدريج براى ظهور آن مصلح حقيقى و سامان دهنده وضع بشر آمادگى علمى و اخلاقى و عملى مي يابند، زيرا ظهور آن حضرت مانند ظهور پيامبران و ديگر حجتهاى خداوند نيست که بر پايه اسباب و علل عادى باشد، چرا که روش آن بزرگوار در رهبرى جهان مبنى بر حقايق، حکم به واقعيات، ترک تقيه و شدت در امر به معروف و نهى از منکر، مؤاخذه سخت از کارگزاران و صاحب منصبان، رسيدگى به کارهاى آنها است که انجام اين امور نياز به تکامل علوم ، معارف، رشد فکرى و اخلاقى بشر دارد، بطوري که زمينه عالمگير شدن تعاليم اسلام و جهانى شدن حکومت قرآن فراهم باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 20:31  توسط طبایی  | 

 قائم: گرچه همه انبيا و امامان با توجه به شرايطى که در آن واقع شده بودند قائم به حق بودند اما حضرت مهدى را بالخصوص قائم لقب داده ‏اند.

بر طبق روايات متعددي که در اين زمينه وجود دارد چون دوازدهمين جانشين پيامبر اکرم (ص) بزرگترين حکومت و قيام اصلاحى دينى را در طول تاريخ حيات بشر انجام خواهد داد و در سراسر حکومت عدل جهانى اسلام را مستقر خواهد ساخت به آن حضرت لقب "قائم" داده شده است.در اينباره روايتهاى ديگرى نيز وجود دارد که از بعد ديگرى اين مطلب را مورد توجه قرار داده ‏اند که البته منافاتى با برداشت دسته اول ندارد. طبق اين ديدگاه آن حضرت را قائم مى ‏گويند چون سالها پس از غيبت وقتى که مردم در اثر طول زمان ياد و خاطره آن حضرت را بتدريج و بدنبال مشغول شدن به فعاليتهاي دنيوي، فراموش کردند، آن حضرت قيام خواهند کرد و حکومت عدل جهانى را در سراسر عالم برقرار خواهند ساخت .

ولي عصر ، منتظر و حجت از ديگر القاب شناخته شده براي امام زمان (ع) است .
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 20:27  توسط طبایی  | 
Flashing Table Border Script New Page 1